بررسی تاثیر ساعات کاری منعطف
در جهانی که با همهگیریها و گسترش ابزارهای دیجیتال بازتعریف شده است، الگوی سخت و سنتیِ کارِ «۹ تا ۵» بیش از آنکه کارآمد باشد، یادگاری از گذشته به نظر می رسد . تصور کنید روز کاری خود را در زمانی آغاز میکنید که در بالاترین سطح انرژی قرار دارید، همزمان به مسئولیتهای خانوادگی رسیدگی میکنید و در نهایت، عملکردی با بالاترین کیفیت ارائه میدهید.
ساعات کاری انعطافپذیر صرفاً یک مزیت جانبی یا امتیاز تشویقی نیستند؛ بلکه بهعنوان محرکی قدرتمند برای افزایش بهرهوری شناخته میشوند. یافتههای پژوهشهای اخیر نشان میدهد این رویکرد، با توانمندسازی نیروی انسانی، تقویت نوآوری سازمانی و در نهایت، تسریع دستیابی به موفقیت پایدار کسبوکارها همراه است. اکنون زمان آن رسیده است که این رویکرد نوین را دقیقتر مورد بررسی قرار دهیم.
منظور از ساعات کاری انعطافپذیر چیست؟
ساعات کاری انعطافپذیر به کارکنان اجازه میدهد زمان آغاز و پایان فعالیت حرفهای خود را، معمولاً در چارچوب «ساعات هستهای» مشخص، تعیین کنند یا با فشردهسازی روزهای کاری، از تعطیلات آخرهفته طولانیتر بهرهمند شوند. الگوهایی مانند ساعت کاری شناور، دورکاری و هفته کاری چهارروزه از مصادیق رایج این رویکرد به شمار میآیند. این مدل نه به معنای آشفتگی سازمانی، بلکه بیانگر نوعی آزادی ساختارمند و هدفمند است.
چنین ترتیباتی با ریتمهای زیستی و فردی کارکنان هماهنگ میشوند؛ از افرادی که در ساعات ابتدایی روز بیشترین تمرکز و بازده را دارند تا کسانی که در ساعات پایانی شب عملکرد بهتری از خود نشان میدهند. اهمیت این رویکرد در آن است که پیوندی معنادار میان کار و زندگی شخصی برقرار میکند، فرسودگی شغلی را کاهش میدهد و انگیزه و تعهد شغلی را افزایش میبخشد. گزارش سازمان بینالمللی کار در سال ۲۰۲۴ نیز تأکید میکند که این نوآوریها در دوران پساکرونا، با بهبود تعادل کار و زندگی و ارتقای سطح بهرهوری، نقش قابلتوجهی در تقویت اقتصادها ایفا کردهاند.

ساعات کاری انعطافپذیر چگونه بهرهوری را متحول میکنند؟
آیا تجربه افت تمرکز و کاهش انرژی در حوالی ساعت سه بعدازظهر را داشته اید؟
الگوهای کاری انعطافپذیر این امکان را فراهم میسازند که فعالیت حرفهای در بازههایی انجام شود که فرد در بالاترین سطح انرژی و تمرکز قرار دارد؛ در نتیجه، دورههای رکود عملکرد به فرصتهایی برای جهش بهرهوری تبدیل میشوند. شواهد تجربی نشان میدهد رهایی از چارچوبهای زمانی خشک و از پیشتعیینشده، به افزایش معنادار تمرکز و بازده کاری میانجامد.
بخش قابلتوجهی از این افزایش بهرهوری از مسیر خودمختاری شغلی حاصل میشود. زمانی که کارکنان احساس اعتماد و اختیار میکنند، حس مسئولیتپذیری و تعلق آنها نسبت به وظایف تقویت شده و این امر به بهبود کارایی سازمانی منجر میشود. مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ با تمرکز بر بنگاههای کوچک و متوسط انجام شده است، نشان میدهد ترتیبات کاری انعطافپذیر با افزایش انگیزه و مشارکت کارکنان، کاهش نرخ ترک شغل و ارتقای سطح عملکرد همراه است..
از منظر نتایج ملموس، دادهها حاکی از آن است که این رویکرد دستاوردهای قابلتوجهی به همراه دارد؛ از جمله کاهش حواسپرتیها ، بهبود مدیریت استرس در میان ۶۵ درصد از کارکنان و افزایش تمرکز بر وظایف کلیدی در حدود ۷۰ درصد موارد. در سطح کلانتر، نتایج نظرسنجیها نشان میدهد کارکنانی که از ساعات کاری انعطافپذیر بهرهمند هستند، بهطور متوسط ماهانه معادل ۱٫۴ روز کاریِ مؤثرِ بیشتر ارائه میدهند که در مقیاس سالانه، به افزایشی حدود ۱۷ روز کاری میانجامد؛ عددی که بهروشنی از تأثیر واقعی و اقتصادی این الگو حکایت دارد.
مطالعات اخیر درباره این روند چه میگویند؟
آیا این موج فراگیر تنها یک هیجان رسانهای است یا پشتوانهای علمی دارد؟ یک مرور نظاممند کوتاه که در سال ۲۰۲۴ و با بررسی مطالعات انجامشده در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ صورت گرفته، نشان میدهد ساعات کاری انعطافپذیر تأثیرات مثبتِ متوسط اما معناداری بر بهرهوری، رضایت شغلی و تعهد سازمانی دارند. افزون بر این، نتایج فراتحلیلها حاکی از آن است که این نوع ترتیبات کاری با بهبود عملکرد کارکنان همبستگی دارد؛ بهویژه در دوره پس از سال ۲۰۲۰ که الگوهای کار بهطور اساسی دگرگون شدهاند.
در ادامه، یک فراتحلیل منتشرشده در سال جاری، ابعاد این مزایا را با دقت بیشتری تفکیک میکند. یافتهها نشان میدهد صرفِ فراهمبودن امکان استفاده از ساعات کاری انعطافپذیر، نگرش و برداشت کارکنان را بهبود میبخشد؛ اما آنچه پیامدهای عمیقتری مانند افزایش نوآوری و ارتقای عملکرد را رقم میزند، بهرهبرداری عملی و هدفمند از این امکان است. با این حال، دادههای مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۲۳ هشدار میدهد که این روند، چهرهای دوگانه دارد: اگرچه سطح مشارکت و درگیری شغلی افزایش مییابد، اما در صورت نبود مدیریت مؤثر و چارچوبهای روشن، احتمال افزایش فشار روانی و استرس شغلی نیز وجود خواهد داشت.

جمعبندی کلی نتایج پژوهشها درباره ساعات کاری انعطافپذیر را میتوان بهصورت زیر بیان کرد:
- ساعات کاری انعطافپذیر با افزایش انگیزه کارکنان، زمینهساز تقویت نوآوری و افزایش جذابیت سازمانها، بهویژه در بنگاههای کوچک و متوسط، میشود.
- کاهش ساعات کاری همراه با انعطافپذیری بیشتر، با افزایش بهرهوری واقعی نیروی کار و بهبود خروجی واحدهای سازمانی ارتباط دارد.
- الگوهای کاری ترکیبی و انعطافپذیر معمولاً سطح مشارکت و درگیری شغلی کارکنان را افزایش میدهند، هرچند در صورت نبود تعادل و مدیریت مناسب، میتوانند به افزایش فشار روانی منجر شوند.
آیا ساعات کاری انعطافپذیر میتوانند تعادل میان کار و زندگی را بهبود بخشند؟
قطعا همینطور است. با همراستا کردن الزامات شغلی با نیازهای زندگی شخصی، این الگو از بروز تعارضها جلوگیری میکند. والدین میتوانند امور مربوط به مدرسه فرزندان را بهراحتی مدیریت کنند و نیز ملاقاتهای شخصی خود را بدون فشار انجام دهند. این همسویی نهتنها آرامش ذهنی ایجاد میکند، بلکه انرژی لازم برای انجام وظایف حرفهای را نیز تأمین میکند.
تحقیقات نشان میدهد که ساعات کاری انعطافپذیر میزان غیبت کارکنان را کاهش میدهد و رفاه کلی آنان را افزایش میدهد. همچنین، انعطافپذیری به تقویت همکاری و نوآوری در تیمها کمک میکند؛ تجربه شرکتهای پیشرو نشان میدهد که این رویکرد میتواند عملکرد تیمها را تا ۸۵ درصد بهبود بخشد. بهبیان ساده، بهرهگیری از ریتمهای طبیعی بدن و هماهنگی با زمانهای اوج انرژی، راهکاری عملی برای دستیابی به حداکثر بهرهوری است.

چالشهای اجرای ساعات کاری انعطافپذیر و راهکارهای مقابله با آنها
در این مسیر چالش هایی نیز وجود دارد: گاهی هماهنگی در تیمها دچار اختلال میشود و در صورتی که مرزها روشن نباشند، خطر اضافهکاری افزایش مییابد. برای مقابله با این مشکلات، تدوین سیاستهای شفاف، استفاده از فناوری برای ارتباطات غیرهمزمان و رعایت «حق قطع اتصال» کارکنان ضروری است.
سیستمهای حضور و غیاب در این مسیر نقش مؤثری ایفا میکنند: این سیستمها ساعات کاری را بدون نظارت بیشازحد ثبت میکنند، مسئولیتپذیری را حفظ میکنند و در عین حال انعطاف لازم را فراهم میسازند. ابزارهای خودکار از سوءاستفاده از زمان جلوگیری کرده، دادههای لازم برای برنامهریزی منصفانه را ارائه میدهند و با شناسایی تلاشهای کارکنان، انگیزه و مشارکت آنان را افزایش میدهند. چنین رویکردی به مدیران امکان میدهد تمرکز خود را بر نتایج و دستاوردها بگذارند، نه صرفاً حضور فیزیکی کارکنان.
نکات عملی: ساعات همپوشانی هستهای را مشخص کنید و از ابزارهای مدیریت پروژه مانند Slack بهره ببرید.
نکته حرفهای: عملکرد کارکنان را بر اساس نتایج ارزیابی کنید، نه ساعت حضور، تا اعتماد میان تیم و مدیریت تقویت شود.
سؤالات متداول
آیا ساعات کاری انعطافپذیر موجب افزایش بهرهوری میشوند؟
در اغلب موارد بله، اما تأثیر آن بستگی مستقیم به نحوه اجرا دارد. پژوهشها نشان میدهند که با تعیین مرزهای روشن و مدیریت مناسب، این رویکرد اثرات مثبتی بر بهرهوری دارد.
اگر تیمها در هماهنگی با مشکل مواجه شوند، چه راهکاری وجود دارد؟
تعیین «ساعات هستهای» و بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال برای همکاری یکپارچه و مؤثر میتواند این چالش را برطرف کند.
نقش سیستمهای حضور و غیاب در این فرآیند چیست؟
این سیستمها با تضمین عدالت و ارائه انعطافپذیری مبتنی بر داده، میزان غیبتها را کاهش داده و شفافیت و مسئولیتپذیری را تقویت میکنند.
آیا این مدل برای همه صنایع قابل اجراست؟
این رویکرد بهطور کلی قابل تطبیق است؛ صنایع فناوری بیشترین بهره را میبرند، در حالی که صنایع تولیدی ممکن است نیازمند اجرای ترکیبی از این مدل باشند.
