چالش های مدیریت اموال
در عصر حاضر، سازمانهای ایرانی با یک تناقض آشنا روبهرو هستند: ظرفیتهای بزرگ، اما گرفتار در دام مدیریت ناکارآمد داراییها. کافی است کارخانهای در اصفهان را تصور کنید که ماشینآلاتش زیر لایهای از زنگ زدگی دفن شدهاند ، یا بانکی در تهران را که بخشی از موجودیهایش در پیچوخم بوروکراسی ناپدید میشود. مدیریت دارایی سازمانی ، از تجهیزات و املاک گرفته تا داراییهای فکری و منابع انسانی ، سنگبنای بهرهوری است؛ اما در عمل، اغلب حلقه گمشده عملکرد سازمانهاست.
در شرایطی که تحریمها، تورم افسارگسیخته و بیثباتی ژئوپلیتیک بر کسب و کار ها و سازمان ها سایه انداختهاند، شرکتهای ایرانی با چالشهایی روبهرو هستند که کمتر در سایر کشورها دیده میشود. یافتههای جدید منتشرشده در نشریاتی مانند مجله مدیریت و تأمین مالی داراییها نشان میدهد سوءمدیریت داراییها سالانه تا ۲۰ درصد از بهرهوری سازمانها را میبلعد؛ رقمی که نمیتوان از کنار آن بیتفاوت گذشت.
این نوشتار، به دل همین چالشها میزند و تلاش میکند از دل آشفتگی، مسیر کنترل و بهینهسازی را بیرون بکشد. ادامه مطالب را از دست ندهید.

چه تهدیدات ناپیدایی در اقتصاد پرتلاطم ایران، مدیران دارایی را هدف گرفته است؟
اقتصادی که زیر ضرب تحریمهاست، مدیریت دارایی را به بازی شطرنجی با مهرههای داغ تبدیل کرده؛ یک حرکت اشتباه کافی است تاارزش داراییها دود شود. تورم ۴۰ درصدی سال گذشته یکشبه سرمایهها را فرسوده کرد و نوسانات افسارگسیخته ارز هم هر گونه پیشبینی را به رؤیایی دستنیافتنی بدل ساخته است. بر اساس پژوهشی، شرکتهای تولیدی ایران به دلیل نداشتن سازوکار پوشش ریسک، بین ۱۵ تا ۲۵ درصد از ارزش داراییهای خود را از دست میدهند؛ رقمی سنگین که بهسادگی نمیتوان نادیدهاش گرفت.
اما مدیران در این میدان جنگ بیدفاع هم نیستند؛ پوشش ریسک استراتژیک همان سپری است که بازی را عوض میکند. نمونه روشن آن در صنعت پتروشیمی تبریز دیده میشود؛ جایی که استفاده از ابزارهای مشتقه توانسته بودجه تجهیزات را با وجود نوسانات ریال تا ۳۰ درصد تثبیت کند.
توصیههای کلیدی نیز بهتر است مختصر و شفاف ارائه شوند: تنوعبخشی به اوراق پیوندخورده با تورم، مطابق با دستورالعملهای بانک مرکزی؛ و همچنین بهرهگیری از تحلیلهای پیشبینیگر مبتنی بر هوش مصنوعی، توصیه می شود؛ نسخهی بومیشده روندهای جهانی که اکنون در ایران نیز در حال گسترش است.
چطور عقبماندگی فناورانه، داراییهای ایرانی را از سرمایه به دردسر تبدیل میکند؟
سامانههای فرسوده و فرایندهای دستی، همان قاتلان خاموشی هستند که بیسروصدا داراییهای سازمانی را از بین می برند. بر اساس یافتههای یک پژوهش ، حدود ۶۰ درصد شرکتهای بورسی تهران همچنان به رهگیری دستی متکیاند؛ رویکردی که سالانه تا ۱۲ درصد استهلاک ناشی از ناکارآمدی ایجاد میکند. از آن بدتر، تحریمها مانع ورود نرمافزارهای پیشرفته شده و شرکتها را در تله فناوریهای قدیمی گرفتار کردهاند؛ شکافی دیجیتال که هر روز عمیقتر میشود.
اما جریان تازهای در راه است؛ موج ارتقای بومی. پلتفرمهای ابری ایرانی، بهویژه راهکارهای فینتک داخلی، حسگرهای اینترنت اشیا را با هزینهای قابلمدیریت برای پایش لحظهای داراییها عرضه میکنند. نمونه روشن این تحول در صنعت نساجی مشهد دیده میشود؛ جایی که استفاده از برچسبهای RFID توانست خطاهای موجودی را تا ۴۰ درصد کاهش دهد.
نقشه راه پیشرو بهروشنی قابل ترسیم است:
- ممیزی فناوریهای قدیمی: شناسایی شکافها و آسیبپذیریها در کمتر از ۳۰ روز.
- بومیسازی راهکارها: همکاری با شرکتهایی مانند کسرا برای استفاده از ابزارهای مقاوم در برابر تحریم.
- آموزش گامبهگام : شروع آزمایشی در داراییهای ارزشمند مثل ماشینآلات.

چرا خطای انسانی پاشنهآشیل امنیت داراییها در محیطهای کاری ایران است؟
داراییها به دست انسانها به جریان میافتند، اما در محیط کاری ایران ، با نرخ بالای جابهجایی نیروی کار و بیکاری ۲۵ درصدی جوانان ، خطا تقریباً قطعی است. مطابق پژوهشی در نشریه مطالعات مدیریت ایران ، سوءاستفاده یا سرقت سالانه ۱۰ تا ۱۵ درصد بودجه سازمانها را میبلعد. از سوی دیگر، عوامل فرهنگی مانند سلسلهمراتب غیررسمی، ضعف نظارت را تشدید کرده و راه را برای خطای انسانی هموارتر میکند.
اما نقطه امید همینجاست: سیستمهای کنترل تردد؛ همان ابزارهای بیومتریک مبتنی بر اثرانگشت و تشخیص چهره که مفهوم پاسخگویی را در سازمانهای ایرانی متحول کردهاند. یک مطالعه در حوزه کنترلهای پایداری نشان میدهد این سامانهها با همراستا کردن رفتار کارکنان با پروتکلهای حفاظتی، مغایرتها را تا ۳۵ درصد کاهش میدهند. در مجتمعهای پتروشیمی اطراف بندرعباس، این سیستمها دسترسی به مناطق حساس را ثبت و محدود میکنند و جلوی استفاده غیرمجاز از تجهیزات را میگیرند.
پیامد مثبت دیگر، اعتمادسازی سازمانی است. ثبت خودکار دادهها، محل اختلاف را از بین میبرد و تحلیلهای سیستمی الگوهایی مانند ارتباط غیبت کارکنان با عقبافتادن تعمیرات را آشکار میکند. بر اساس مطالعات موردی داخلی، اجرای این سامانهها در یک کارخانه در تهران، سوءاستفاده از داراییها را ۲۸ درصد کاهش داده است.
یک نسخه کوتاه و کاربردی: این سیستمها را با سامانه حقوق و دستمزد یکپارچه کنید؛ انطباق اداری را بیدردسر نموده؛ و کارکنان را از یک ریسک بالقوه، به نگهبانان واقعی داراییها تبدیل کنید.
هزارتوی مقررات
قواعد و مقررات آنقدر تودرتو هستند که گاهی بیشتر به یک معمای چندلایه شبیهاند تا چارچوبی راهگشا. از بخشنامههای بانک مرکزی گرفته تا الزامات محیطزیستی، همگی چابکی سازمانها را محدود میکنند. بر اساس پژوهش اخیر، شکافهای انطباقی در همترازی دارایی و بدهی سالانه تا ۸ درصد جریمه روی دست بانکها میگذارد. موجهای ژئوپلیتیکی، مانند تشدید کنترلهای صادراتی در سال گذشته، نیز فشار این هزارتوی نظارتی را دوچندان میکند.
اما راه برونرفت نیز وجود دارد: باید انطباق را از یک «وظیفه اضافی» به «جزئی از جریان اصلی عملیات» تبدیل کرد؛ همان رویکردی که پژوهشهای بخش دولتی با مدلهای بلوغ ویژه ایران پیشنهاد میدهند.
سه گام کلیدی برای عبور از این پیچوخم:
- نقشهبرداری هوشمند سیاستها: همتراز کردن داراییها با مقررات نقدینگی ۲۰۲۵ بانک مرکزی.
- ائتلافهای ممیزی: همکاری نزدیک و مستمر با بازرسان برای انجام اصلاحات پیشدستانه و جلوگیری از تحمیل جریمههای سنگین.
- فناوری در خدمت شفافیت: بهرهگیری از بلاکچین برای گزارشدهی بدون دستکاری و کاهش ریسک تقلب.
یک مؤسسه مالی در قم با همین رویکرد توانست ممیزیها را سادهسازی کرده و اصطکاکهای نظارتی را ۲۵ درصد کاهش دهد. این نمونه روشن نشان میدهد که آیندهنگری و طراحی فرایندهای پایدار، همیشه مؤثرتر از واکنشهای دقیقه نودی است.

چگونه جزیرهای بودن دادهها میتواند کارایی سازمانهای ایرانی را بهخطر بیندازد؟
گاهی دادهها مثل برگهای پاییزی پراکندهاند و این وضعیت تصمیمگیریها را محکوم به شکست میکند. بر اساس تحقیقی درباره زنجیره تأمین، شرکتهای ایرانی بهخاطر جزیرهای بودن دادهها و تلاشهای تکراری، سالانه تا ۱۸٪ از داراییهای خود را هدر میدهند. تحریمها نیز دسترسی به سیستمهای ERP جهانی را محدود کرده و آشفتگی داخلی را تشدید کردهاند.
راهحل؟ یکپارچهسازی دادهها: داشبوردهای مرکزی که از روندهای جهانی الهام گرفته و توسط استارتاپهای تهرانی بومیسازی شدهاند، جزیرهها را بهطور یکپارچه به هم متصل میکنند. در صنعت خودروی یزد، پلتفرمهای یکپارچه توانستند انبارهای کماستفاده را شناسایی و ۱۵٪ سرمایه را آزاد کنند.
نکته عملی: با قدمهای کوچک شروع کنید و بهصورت هوشمندانه گسترش دهید. نتیجه چیست؟ بینشهای روشن و کاربردی، مانند یک معدن در کرمان که با این روش بهرهوری خود را ۳۲٪ افزایش داد.
اگر غفلت از ESG فاجعههای بلندمدت داراییها در ایران را رقم بزند، چه میشود؟
پایداری در ایران خشک و کمآب یعنی اینکه نادیده گرفتن اصول ESG (راهبری زیستمحیطی، اجتماعی و ابرشرکتی) میتواند داراییها را در معرض فروپاشی قرار دهد. مقالهای هشدار میدهد که بیتوجهی به تغییرات اقلیمی ممکن است ارزش شرکتهای انرژی را تا ۲۰٪ کاهش دهد. کمبود آب و قوانین سختگیرانه انتشار آلایندهها نیز تهدیدی جدی هستند.
راهکار سبز: ESG را در چرخه عمر داراییها بگنجانید و از کنترلهای پایداری بومی برای دستاوردهای قابل اندازهگیری استفاده کنید. در عملیات نفتی بوشهر، اجرای حسابرسیهای محیطزیستی، جریمههای کربن را تا ۴۰٪ کاهش داد.
راهکارهای عملی:
- ارزیابی تأثیرات: حسابرسی مصرف آب در داراییهای صنعتی
- انگیزهدهی سبز: پیوند دادن پاداشها به شاخصهای ESG
- همکاری محلی: شراکت با سازمانهای محیطزیست برای دریافت امتیاز رعایت قوانین
این اقدامات نوعی زره حفاظتی برای داراییها هستند و میتوانند بازدهی پرتفوی مقاوم را تا ۱۲٪ افزایش دهند.
